جمعى از نويسندگان

384

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

حرم حال توحيد به او دست مىدهد و تا ده دقيقه باقى مىماند و سپس كه به حرم حضرت سيدالشهدا ( ع ) مشرف مىگردد در حالى كه دست‌هاى خود را به ضريح مطهر گذاشته بود آن حال قدرى قوى تر دست مىدهد و به مدت يك ساعت باقى مىماند ؛ ديگر از آن به بعد مرتباً و متناوباً و سپس متوالياً حالت توحيد براى ايشان بوده است » . « 1 » آيت الله شيخ حسنعلى نجابت مىفرمود : « آقاى قاضى زمانى طالب مطلب خاصى بودند اما آنچنان كه مىخواستند فتح باب برايشان نمىشد از هر درى وارد مىشدند نتيجه نمىگرفتند تا اينكه براى برآورده شدن آن خواسته قصيده بلند و بسيار عالى در مدح اميرالمؤمنين على ( ع ) انشاء فرمودند و به تمام معنا در آن مطلب خاص كه مىخواستند فتح باب برايشان رخ داد » . و نيز مىگويد : « ايام زيارتى كه مىشود حالش دگرگون است آن قدر كه اگر نتواند زيارت برود آرام ندارد به نحوى كه خانواده ايشان مىگويند : وقت زيارتى شما ديوانه مىشويد و به همين خاطر نمىگذارند در آن ايام در نجف بماند پولى براى خوراكش تهيه مىكنند و او را روانه كربلاى معلى مىكنند و او پياده به حرم مىرود و پياده بر مىگردد . كمتر كسى ايشان را در سوارىهاى بين راه مىبيند و كسى هم كنجكاوى نمىكند كه اين سيد چگونه به كربلا مىرود و برمى گردد ، او به سوى مولايش با عشق بال و پر مىگشايد و به پابوسى حريمش مشرف مىشود و مىگويند : آنجا در حريم دوست از كثرت ادب مانند چوب خشك مىگردد . در خانه مجلس روضه هفتگى به پا مىكند كه عامه مردم در آن حضور دارند و خودش عقيده‌اش اين است كه من بايد براى حضرت اباعبدالله كار كنم ، چه عالم باشم چه عامى . كفش‌هاى مردم را جلوى در جفت مىكند عده‌اى هم بر او خرده مىگيرند كه اين آقا اهل علم است و اين كوچك كردن خود اوست نبايد از اين كارها بكند اما ايشان گوشش به اين حرف‌ها بدهكار نيست ، و اواخر عمر آب را كه مىبيند بى اختيار اشك مىريزد و عجب ماجراى غريبى است اين داستان عطش . از آيت الله سيد عبدالكريم كشميرى نقل شده : « آقاى قاضى تمام مكاشفه بود و در اواخر عمر بسيار لطيف و رقيق شده بود و با ديدن آب به ياد امام حسين ( ع ) مىگريست ، كافى بود كه شخصى به منبر برود جمله اولش با ( صلى الله عليك يا اباعبدالله ) شروع شود . . . » . ب ) دستورالعمل‌ها مرحوم آيت الله قاضى براى ماه‌هاى رجب و شعبان و رمضان دستورالعمل خاصى داشته كه از آن جمله اين است :

--> ( 1 ) - همان .